توی ۳ پست قبلی، گزارشی از بازدید ما بعنوان یک تیم ایرانی از زیست‌بوم (Community) کسب و کار تکنولوژی محور ارمنستان رو خوندید (امیدوارم 🙂 ) توی این پست، مابقی گزارش سفر رو مطالعه خواهید کرد.

این پست آخرین پست از سفرنامه ارمنستان خواهد بود.

Impact Hub ایروان

محیط کار اشتراکی یا Co-working Space به محل‌هایی گفته می شه که امکانات استقرار (میز، صندلی، تلفن، اینترنت و …) رو به استارتاپ‌ها یا Freelancer هایی که دفترکار ندارن ارائه میدن. Co-working Space های بی شماری سرتاسر جهان وجود دارند (از جمله زاویه در تهران). خیلی از این فضاهای اشتراکی، کوچیک و مستقل هستند و بعضی دیگه زنجیره ای. Impact Hub یکی از شناخته شده ترین فضاهای کار اشتراکی در دنیاست که توی بیشتر از ۱۰۰ شهر دنیا، میزبان ۱۵۰۰۰ کارآفرین یا آزادکار (Freelancer) هست.

من شخصاً از Impact Hub در برلین (آلمان)، ژنو (سوییس) و پاریس (فرانسه) بازدید کردم، اما اصلاً انتظار نداشتم که ایروان هم Impact Hub داشته باشه.

Impact Hub در ایروان

Impact Hub در ایروان

در شروع بازدید، یکی از مسئولین ایمپکت هاب ایروان، توضیحاتی رو در مورد Co-working Space ارائه کرد و هدف و ویژن خودش رو از راه اندازی این فضای کار اشتراکی اینطور بیان کرد:

۳۰ درصد جمعیت ارمنستان درگیر فقر هستند و ما می‌دونیم تنها چیزی که می تونه این شرایط رو تغییر بده، کارآفرینی هست. واسه همین Impact Hub ایروان رو راه اندازی کردم تا به کارآفرین‌ها کمک کنم تا اونها به ارمنستان کمک کنن!

و البته توضیحاتی هم در خصوص نحوه استقرار تیم‌ها در این فضای کار اشتراکی و هزینه ها ارائه کرد:

جدول هزینه‌های استقرار در Impact Hub ایروان

جدول هزینه‌های استقرار در Impact Hub ایروان

توضیح: در زمان نگارش این متن، هر درام در حدود ۸ – ۱۰ تومان است.

و بعد از اون هم من سوالاتی در خصوص راه اندازی Impact Hub و مراحل اون پرسیدم (جا داره یادی کنم از علیرضا امیدوار دوست داشتنی، که قصد داشت Tehran Hub رو راه اندازی کنه، اما نذاشتن… 🙁 )

و نکته قابل ذکر دیگه این هست که یکی از تیم‌های مستقر در Impact Hub ایروان، یک تیم ایرانی بود که از ایران عزیمت کرده بودن به ارمنستان و داشتن روی پروژشون که در زمینه Cloud Security بود کار می کردن. وقتی با بهروز، یکی از کوفاندرهای تیم صحبت کردم، دلیل مهاجرت(!) به ارمنستان رو کم بودن هزینه‌ها، ارتباط با فضای بین‌المللی کسب و کار، کیفیت بالاتر زندگی و زیرساخت‌های بیشتر بیان کرد.

بعد از چند دقیقه گشت و گذار توی محیط Impact Hub، از اونجا خارج شدیم و برنامه بازدید روز چهارم رو تموم کردیم.

 

روز پنجم: پنجشنبه، ۱ ژون (۱۱ خرداد)

روز پنجم که در واقعاً آخرین روز بازدید رسمی ما بود، صرف بازدید از چند وزارت خونه، از جمله وزارت توسعه اقتصادی و سرمایه گذاری (Ministry of economic development and investment of Armenia)، وزارت دادگستری (Ministry of justice) و … شد. البته در این بین با مدیر SILGroup که یکی از هولدینگ‌های بزرگ ارمنی بود هم ملاقاتی داشتیم که خروجی خاصی بجز اطلاعاتی سطحی در مورد نحوه فعالیت در بازار ارمنستان، نداشت.

اما عصر روز پنجم، نشست کسب و کار با حضور تیم گرجی، تیم ایرانی (ما) و البته میزبان های ارمنی برگزار شد. این رویداد با هدف ایجاد ارتباط بین کارآفرینان این سه کشور و در هتل محل اقامت ما (Double Tree by Hilton) تشکیل شد.

در ابتدای این نشست، توسط برگزار کننده (Samvel، مدیر مدرسه رهبری ارمنستان) توضیحاتی در خصوص هدف و چشم انداز این رویداد ارائه شد و بعد از اون، حامد جعفری (هم‌بنیانگذار Techrasa) و هادی فرنود (بنیانگذار همفکر و سرویس کاموا) شرایط و فضای کسب و کار ایران رو معرفی کردند.

حامد جعفری، هم بنیانگذار تکراسا، در حال معرفی فضای کسب و کار ایران

حامد جعفری، هم بنیانگذار تکراسا، در حال معرفی فضای کسب و کار ایران

بعد از اون، سحر پاکسرشت (هم‌بنیانگذار سرویس ریکامندر) محصولشون رو با اعداد جذاب از رشدشون ارائه کرد.

بعد از تیم ایرانی، نوبت به تیم گرجی رسید تا شرایط کسب و کار در گرجستان رو به حاضرین توضیح بدن، نکته بسیار قابل توجهی که بیان شد این بود که «گرجستان، ششمین کشور دنیا، از دید سادگی راه اندازی کسب و کار هست»؛ در واقع شما می تونید با صرف نیم ساعت وقت و از طریق اینترنت یک شرکت ثبت کنید و یک هویت حقوقی داشته باشید!

بعد از ارائه‌ها، نوبت به شبکه سازی و Networking رسید که به لطف شبکه‌سازی خوب و حرفه‌ای ارمنی‌ها، ارتباطات جدید، جذاب و زیادی ایجاد کردیم.

برنامه های رسمی روز پنجم، همینجا تموم شد.

 

روز ششم: جمعه، ۲ ژون (۱۲ خرداد)

روز جمعه دیگه واقعاْ آخرین روز تور بود؛ با اینکه عصرش به مقصد تهران پرواز داشتیم، اما از زمانی آزاد صبح استفاده کردیم و از ساختمان مرکزی VIVACell MTS، بزرگترین اپراتور تلفن همراه ارمنستان بازدید کردیم.

ساختمان اصلی VIVACell MTS

ساختمان اصلی VIVACell MTS

این بازدید دو قسمت داشت: اول بازدید از بخش های مختلف ساختمان از جمله مرکز پشتیبانی، کافه تریا، فروشگاه مرکزی و … و دوم، ملاقات با رالف ایریکیان (Ralph Yirikian) مدیر این اپراتور. این بازدید هم نکته‌های جذابی داشت:

  • ویواسل در سال ۲۰۰۴ افتتاح شده.
  • ویواسل، اولین اپراتوری هست که فناوری ۴G و LTE رو به ارمنستان آورد (سال ۲۰۱۰)
  • در سرتاسر ارمنستان ۲۶۰۰ BTS توسط ویواسل نصب شده. (کسی که داشت این اطلاعات رو به ما ارائه می کرد، این عدد رو با افتخار گفت و از ما پرسید نظرتون چیه؟! تیم ایرانی هم یکصدا گفتن خیلی کمه 🙂 اون بنده خدا به این دقت نکرده بود که ما از کشور بزرگ و پر جمعیتی میایم)
  • میانگین سن پرسنل ویواسل در سرتاسر ارمنستان (شامل نیروهای دفتری و فنی) ۳۴ سال هست و نکته جالب تر اینکه در کنار ۷۰۰ کارمند زن، فقط ۵۰۰ کارمند مرد وجود داره.
  • ویواسل در بحث CSR (مسئولیت اجتماعی) بسیار فعال هست. در واقع، مباحث CSR اولین بار توسط ویواسل به بیزنس‌من‌های ارمنی معرفی شده و این هم یکی دیگه از دلایل معروفیت و محبوبیت ویواسل هست. مبلغی که ویواسل برای انجام مسئولیت اجتماعی خودش هزینه می‌کنه چیزی در حدود ۶ میلیون دلار در سال هست! (اپراتورهای ما بارها بزرگتر از ویواسل هستن، اما آیا چنین منشی دارند؟)
  • برای مثال یکی از کارهایی که ویواسل به عنوان مسئولیت اجتماعیش انجام میده، این هست که گل‌هایی که توسط مردم به سازه یادواره نسل کشی ارامنه برده می شه و اونجا پلاسیده می شه، توسط افرادی از طرف ویواسل جمع آوری می شه و با استفاده از اونها کاغذ تهیه می شه! یکی دیگه از فعالیت های CSR ویواسل، جمع آوری موبایل‌ها و گجت‌های قدیمی و بدرد نخور و ارسال اونها به مدارس، برای انجام آزمایش و تحقیقات دانش‎اموزان هست (عکس کمی پایین تر). موضوعات دیگه ای مثل آبرسانی، ارتقاء سلامت مادران برای کاهش مرگ و میر نوزادها و … از فعالیت‌های دیگه VIVACell هست.
  • موبیدرام (Mobidram) یکی از برندهای همین شرکت هست که روی بازار تراکنش‌های موبایلی تمرکز کرده.
  • لوگوی این شرکت شبیه تخم مرغ هست و هیچکس، حتی مدیرهای شرکت هم دلیلی براش ندارن!
  • وقتی از مدیر مجموعه پرسیدیم ارتباطتون با استارتاپ‌ها چطوره؟! جواب داد: توی کار استارتاپ‌ها دخالت نمی‌کنیم، چون بقیه دارن این کارو می کنن و اگر ما وارد بازی بشیم، چون از سایرین قدرتمندتریم، توازن به هم می‌خوره و کامیونیتی استارتاپ‌ها مشکل‌دار می‌شه! (می‌دونم باورش سخته که چنین طرز فکری هم وجود داره)
  • مدیر و بنیانگذار این مجموعه هم، مثل اکثر کسب و کارهای بزرگ ارمنی، مهاجری بوده که بعد از فراخوان دولت ارمنستان، به ارمنستان برگشته و تلاش کرده شرایط کشورش رو بهتر کنه!
مرکز پشتیبانی و سالن غذاخوری VIVACell MTS

مرکز پشتیبانی و سالن غذاخوری VIVACell MTS

بدلیل اینکه عصر همون روز، باید به تهران برمیگشتیم، خیلی سریع از اونجا خارج شدیم و …. تمام.

 

نتیجه گیری

هر سفر، پر از تجربه و آموزه‌های مختلف هست، خصوصاً سفرهایی مثل این بازدید ما از اکوسیستم کسب و کارها و کارآفرینی در ارمنستان.

اگر بخوام برجسته ترین آموخته‌ها و تجربیات خودم از این سفر رو بیان کنم، خروجی چنین چیزی می‌شه:

  • چیزی که داره ارمنستان رو می‌سازه، همدلی هست؛ حرفی رو که از کارمندهای عادی استارتاپ‌ها و شرکت‌ها می شنیدیم، بدون کم و زیاد از دولت مردها هم می‌شنیدیم: می خواهیم ارمنستان رو بهتر کنیم! و البته این فقط در حد حرف نبود، همه بهش اعتقاد داشتن و همه فقط و فقط نقش خودشون رو به بهترین نحو انجام میدادن، توی وظایف هم دیگه دخالت نمی کردن و بخاطر منافع شخصی و یا سازمانی، منافع کشور رو نابود نمی کردن.
  • ارمنی‌ها از همه داشتشون برای پیشرفت استفاده می‌کنن؛ بارزترین نمونه، استفاده از مهاجران ارمنی که سالها پیش ارمنستان رو ترک کرده بودن. دولت ارمنستان با آماده کردن شرایط و زیرساخت‌های لازم، امکان بازگشت مهاجرانش رو فراهم کرده و دیده‌های ما طی این سفر کارایی این روش رو کاملاً تایید کرد، چرا که اکثر شرکت‌های بزرگ و تاثیرگذار ارمنستان، بوسیله همین مهاجرین راه اندازی شده. (ما ایرانی‌ها هم نمونه‌هایی از این افراد داریم، اما متاسفانه، حتی نام بردن از بعضی از اون‌ها هم هزینه داره، مثل کامران الهیان عزیز)
  • با توجه به کیفیت بالای زندگی، هزینه‌های پایین به نسبت ایران (حداقل تهران)، هم مرزی و نزدیکی جغرافیایی به ایران، رابطه خوب سیاسی و اقتصادی بین ایران و ارمنستان، مرتبط بودن ارمنستان به بازار جهانی و سهولت راه اندازی و شفافیت قوانین کسب و کار، ارمنستان رو به گزینه مناسبی برای مهاجرت کارآفرین‌های ایرانی تبدیل کرده. اگر کارآفرین هستید، این موضوع را به شکل یک فرصت و اگر سیاست گذار و دولتمرد هستید، به شکل یک تهدید ببینید!
  • ما استارتاپ های ایرانی باید به فکر بازارهای بین المللی باشیم؛ زیرساخت های کشور ارمنستان (بجز در مواردی مثل شفافیت قانونی و …) به مراتب از ایران ضعیف‌تر است، اما فعالیت آنها در بازار بین المللی ده‌ها برابر قوی‌تر و شناخته شده‌تر از فعالیت ما ایرانی‌هاست. دلیل این موضوع هم انزوای ایران طی ۴۰ سال گذشته و عدم وجود شناخت کافی از بازار بین المللی و شاید کمبود اعتماد به نفس در کارآفرینان ایرانی است. این شرایط باید تغییر کند…

 

 

توی پست قبل در مورد اتفاقات روز دوم و روز سوم بازدید ما از ارمنستان به عنوان گروهی از کارآفرین‌های ایرانی خوندید.

توی این پست، جزئیات بازدیدهای روز چهارم رو به اشتراک میگذارم.

اما پیش از اون به آخرین بازدید روز سوم می پردازم.

 

جشن فارغ التحصیلی مدرسه رهبری ارمنستان (Leadership School)

همونطور که در اولین پست این سفرنامه هم اشاره کردم، ما به دعوت و میزبانی مدرسه رهبری ارمنستان (Leadership School of Armenia) به ارمنستان سفر کرده بودیم.

اما اینجا جای خوبی هست که در مورد این مدرسه توضیح بیشتری بدم. در قسمت About وب سایت LS این توضیحات درج شده:

In the global reality of accelerating changes Armenia needs faster development, one of the most important requirements of which is the discovery and development of strong leaders within the young generation.
We believe that in cooperation with prominent Armenian and international leaders, thinkers and organizations we can support the development of future Armenian leaders.

لوگوی مدرسه رهبری ارمنستان

لوگوی مدرسه رهبری ارمنستان

اما تفسیر (و نه ترجمه) اون این می شه که کشور ارمنستان، بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (حدود ۲۵ سال پیش)، تقریباً هیچ چیز نداشت؛ نه صنعتی، نه اقتصادی و نه علمی و نه حتی معدن و منابع طبیعی چشم گیری. به همین خاطر تنها امید این کشور برای بهبود اوضاع خودش، تولید علم و تکنولوژی بود. و البته این سفرنامه گواهی هست که نسبتاً هم خوب عمل کردن. دلیل این پیشرفت سریع ارمنستان (علی‌رغم محدودیت‌هایی که داشتن) همبستگی فوق العاده تک‌تک اجزای جامعه‌شون بوده.

یکی از این اجزا هم که با این هدف و چشم‌انداز کارش رو شروع کرده، مدرسه رهبری ارمنستان هست.

در این مدرسه دوره‌های یکساله برای افراد بالای ۱۸ سال برگزار می شه که به آموزش مباحث و مفاهیم زیر می پردازه:

  • خودشناسی و توسعه فردی
  • مفاهیم پایه رهبری
  • کارگروهی
  • مباحث پیشرفته (مثل: ارتباطات با رسانه ها، مدیریت تغییر و …)
  • واحدهای کمکی (فناوری اطلاعات، زبان انگلیسی تجاری و …)
  • آموزش ملاقات با شخصیت‌های برجسته
  • جلسات بحث و نقد فیلم با موضوعات مرتبط با رهبری
  • و البته کارها و کارگاه های عملی

یکی از رویدادهایی که طی سفرمون به ارمنستان شرکت کردیم، جشن فارغ التحصیلی ۲۰ نفر از دانش‌جویان این مدرسه بود. این جشن که بدلیل اجرای چندین باره موسیقی، شبیه یک ارکستر کوچک شده بود.

مراسم جشن فارغ‌التحصیلی مدرسه رهبری ارمنستان

مراسم جشن فارغ‌التحصیلی مدرسه رهبری ارمنستان

بعد از مراسم مختلف که بیشتر شبیه یک Performance بود، شرکت کننده‌ها در این جشن فارغ‌التحصیلی به شبکه سازی و آشنایی با هم دیگه مشغول شدن. یکی از نکاتی که بازهم اینجا به چشمم اومد، نحوه شبکه سازی (اصطلاحاً Networking) ارمنی‌ها بود. بدون هیچ تعارف و رودربایستی، با لب خندون نزدیک می‌شدن و شروع می‌کردن به معرفی خودشون و صحبت کردن، چیزی که بنا به مشاهدات من، توی ایران کم دیده می‌شه (معمولاً برقراری ارتباط برای ما کمی دشوار هست)

 

روز چهارم: چهارشنبه، ۳۱ می (۱۰ خرداد)

بازدید از Instigate و ملاقات با ایلان ماسک ارمنی!

اولین ملاقات روز چهارم، لغو شد. به همین دلیل وقت بیشتری داشتیم تا بعد از برنامه‌های فشرده روز‌های قبل، کمی استراحت کنیم.

حدود ساعت ۱۱ از هتل به سمت دفتر شرکت Instigate حرکت کردیم.

لوگوی شرکت Instigate

لوگوی شرکت Instigate

Instigate در واقع نام شرکت مادری هست که بیشتر از ۱۰ کسب و کار مختلف رو توی خودش جا داده. دفتر این مجموعه یک ساختمان ۵ طبقه بود و اولین چیزی که نظر ما رو به خودش جلب کرد، فضای خاص دفتر Instigate بود؛ راهروهای طولانی و با اتاق‌های زیاد در هر دو طرف، سکوت و نور کم، فضایی شبیه فضای فیلم‌های روسی قدیمی رو ایجاد کرده بود.

بعد از سرک کشیدن از شیشه هایی که روی در اتاق ها بود، وارد اتاق جلسات Insigate شدیم. اتاق کوچکی و نه چندان تمیزی که بزور تیم بازدیدکننده رو توی خودش جا می داد و بعد از چند دقیقه انتظار، واهان پوغوسیان (Vahagn Poghosyan)، یکی از بنیانگذاران اینستی‌گیت وارد اتاق شد تا ما رو با شرکت و فعالیتشون آشنا کنه:

  • Instigate در سال ۲۰۰۴ در ایروان و توسط سه بنیانگذار (واهان، برادرش و یکی از دوستانشون) راه اندازی شد.
  • فعالیت اولیه Instigate در زمینه طراحی مدارات الکترونیکی بود.
  • این شرکت با ۱۰ نفر کار خودش رو شروع کرد. در سال ۲۰۰۷ تعداد پرسنل شرکت به ۱۵۰ نفر رسید و در سال ۲۰۱۰، با ۳۰۰ پرسنل، نقطه سر به سر رو رد کردن (اصطلاحاً Positive Cash Flow شدن)
  • این شرکت برای اینکه بتونه هزینه هاش رو کاهش بده، دفاتری در شهرهای دیگر ارمنستان راه اندازی کرد و بخش زیادی از نیروها و متخصص‌هاش رو به اون شهرها انتقال داد.

اما جذاب ترین قسمت این بازدید، آشنایی با مسیری بود که واهان و تیمش برای رسیدن به موقعیت کنونی طی کردن. راستش اینقدر توضیحات واهان پیچیده (اما مبهم نه!) بود که یادداشت برداری و یادآوری اون کار دشواری بود. اما اگر بخوام ساده بیانش کنم، چنین چیزی بود:

ما می خواستیم زیر دریایی بسازیم، برای عایق کردنش نیاز به کائوچو داشتیم، بنابرین یا باید وارد می کردیم و یا باید خودمون تولید می کردیم، پس خودمون تولید کردیم و به بقیه هم فروختیم!
برای انتقال کائوچوها به کارگاه ساخت زیر دریایی، نیاز به ترن داشتیم، بنابرین یا باید از خارجی‌ها می خواستیم برامون ترن ایجاد کنن یا خودمون ترن می‌ساختیم، پس خودمون ترن رو ایجاد کردیم و به مردم هم سرویس دادیم!
ترن ما برای حرکت به انرژی نیاز داشت، بنابرین یا باید از ایران برق وارد می کردیم و یا باید خودمون یه فکری براش می کردیم، پس خودمون نیروگاه برق ساختیم و به دولت برق فروختیم!
اما برای ساخت نیروگاه، به سد نیاز داشتیم، بنابرین یا باید سفارش می دادیم به مهندس های خارجی تا برامون سد بسازن، یا باید خودمون دست بکار می شدیم، پس خودمون شروع کردیم به سد ساختن!
و …!!!

مطمئنم که برای شما هم به اندازه من، جذاب و البته عجیب بود. البته همین موضوع هم باعث شده که Instigate در واقع یک Holding باشه و نه یک شرکت.

در حال حاضر هم:

  • Instigate در حال حاضر به وزارت آموزش و پرورش ارمنستان کمک می کنه تا مدارس هوشمند ایجاد کنن؛ تا بحال بیشتر از ۲۰۰ مدرسه در سرتاسر ارمنستان به تجهیزات لازم مجهز شدن، البته بطور کاملاً رایگان و بعنوان انجام مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR).
  • این شرکت اخیراً فعالیتش رو در زمینه های Cloud Computing، Mobile Applications و … هم شروع کرده. (تحت اسم Instigate Design)
  • ویژن این شرکت این هست که به یک شرکت برون سپاری (Out Sourcing) تبدیل بشه و درگیر مسائل فنی پروژه ها نشه.

اما بین صحبت‌های واهان، موضوع دیگه ای بسیار جذاب بود:

وقتی ازش پرسیدم که چرا همه چیز رو خودتون ساختید (چرا دوباره چرخ رو اختراع می کنید)، چنین جوابی رو شنیدم:

شرکت های بزرگ دنیا، مثل اپل و … در واقع بنگاه های بیگاری کشیدن از افراد هستن. کارگرهای چینی اپل، با کمترین حقوق و با بیشترین فشار کاری، محصولات مختلفی رو به نام اپل تولید می‌کنن تا افراد نسبتاً مرفه دنیا، اون محصولات رو با قیمت گزافی بخرن و ارزش شرکت اپل روز به روز بالاتر بره. و از طرفی هم هر روز توی اخبار می شنویم که کارگر فلان شرکت بزرگ، بخاطر فشار کاری خودکشی کرد. از نظر من این یک نوع برده داری هست و من نمی خوام با استفاده از سرویس های اونها، نقشی توی این برده داری مدرن داشته باشم. بنابرین نیازمندی‌های خودم رو با کمک متخصص‌های کشور خودم و با شرایط منصفانه تولید می کنم.

این بازدید، بر خلاف انتظاری که با دیدن ساختمون در دقایق اول توی ما ایجاد کرد، یکی از جذابترین ملاقات‌های ما در ارمنستان بود.

نهایتاً هم از واهان خواستم که به عنوان ایلان ماسک ارمنستان (من این اسم رو روش گذاشتم)، اجازه بده تا باهاش سلفی بگیرم.

واهان پوغوسیان (ایلان ماسک ارمنی) و من

واهان پوغوسیان (ایلان ماسک ارمنی) و من

 

بازدید از Joomag

بعد از ملاقات با واهان و آشنایی با شرکت عجیبش، و البته صرف نهار در رستوران محلی نزدیک دفتر شرکت، راهی دفتر Joomag شدیم.

لوگوی جومگ، در ورودی شرکت

لوگوی جومگ، در ورودی شرکت

Joomag یک استارتاپ (بسته به تعاریف مختلف، ممکنه دیگه استارتاپ شمرده نشه) ارمنی هست که کارشون تولید محتوای Interactive (تعاملی)، فروش و انتشار اون هست.

یا به زبان ساده تر، می‌شه جومگ رو اینطوری تعریف کرد:

جومگ کمک می کنه تا بولتن، بروشور، کاتالوگ و نشریه‌های خودتون رو با استفاده از مولتی مدیا (ویدئو، فایل صوتی، عکس، متن و لینک) خیلی ساده اما جذاب طراحی کنید، اون رو به اشتراک بگذارید و یا برای فروش عرضه کنید. البته اگر انتخاب کنید که چیزی که طراحی کردید، یک نشریه هست، جومگ مسئولیت فروش، جذب اشتراک و ارائه گزارش های مالی رو هم به عهده میگیره.

اما نکات جذاب در مورد جومگ:

  • جومگ ۴ دفتر داره: ایروانِ ارمنستان (دفتر اصلی)، سیلیکون ولی کالیفرنیا، مسکوی روسیه و مونیخ آلمان.
  • متد اسکرام، توی همه بخش‌های مختلف جومگ (از بخش فنی، تا فروش و پشتیبانی) استفاده می شه.
  • ساعت کاری جومگ از ۱۰ صبح (!) تا ۷ بعدازظهر هست، اما خیلی روی انعطاف پذیر بودن ساعت کاری حساس هستن؛ در واقع تنها کافیه که شما روزی ۸ ساعت کار کنید، از کی تا کی خیلی اهمیتی نداره.
  • تمرکز جومگ، به هیچ عنوان بازار ارمنستان نیست و به همین دلیل زبان ارمنی و البته زبان های RTL رو پشتیبانی نمی کنن. (موضوع جالبی هست که ارمنی هستن، توی ارمنستان فعالیت می کنن، اما ارمنستان بازار هدفشون نیست)
  • جومگ بدون دریافت سرمایه و فقط طی ۳ سال به نقطه سر به سر و سود دهی رسیده. (از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲)

یکی از چیزهایی که توجه من رو خیلی جلب کرد، پوستر بزرگی بود که یکی از دیوارهای ورودی شرکت رو پوشش داده بود:

Joomag در Times Square نیویورک

Joomag در Times Square نیویورک

من تاحالا نیویورک نبودم (با اینکه خیلی دوست دارم) اما بس که Times Square نیویورک رو توی فیلم‌ها و عکس‌های مختلف دیدم، می تونم از روی عکس تشخیصش بدم، برای همین به محض اینکه فرصت لازم ایجاد شد، از یکی از پرسنل جومگ پرسیدم: “این فتوشاپه؟ یا واقعیه؟”

و البته جوابی که گرفتم این بود که کاملاً واقعی و به مناسبت ۵۰۰ هزارمین Publisher جومگ هست. خیلی انگیزه بخش بود دیدن این موضوع که یک استارتاپ از یک شهر کوچیک (ایروان، که جمعیتش به اندازه شهرک غرب تهران هست) چنین پیشرفت و قدرتی داشته که تونسته خودش رو روی یکی از گرونترین تابلوهای تبلیغاتی دنیا معرفی کنه. و البته دونیت رو تصور کردم روی اون نمایشگر تبلیغاتی. (آرزو برجوانان عیب نیست 🙂 )

جومگ، بیشتر از ۵۰۰/۰۰۰ نشر دهنده (کسانی که بروشور، نشریه و … رو ایجاد می کنن) و بیشتر از ۳۰/۰۰۰/۰۰۰ خواننده (کسانی که بروشور، نشریه و … ایجاد شده رو مطالعه می کنن) داره.

 

بازدید از FAST

بعد از جومگ و داستان تکراری مینی‌بوس سوار شدن، به ساختمونی در نزدیکی میدان جمهوری ایروان (میدان مرکزی شهر) رفتیم. ساختمان مدرنی که تماماً از انرژی خورشیدی استفاده می کرد.

نمایشگری که در لابی ساختمان بود و اطلاعاتی در خصوص ذخیره سازی و مصرف انرژی ساختمان نمایش می داد.

نمایشگری که در لابی ساختمان بود و اطلاعاتی در خصوص ذخیره سازی و مصرف انرژی ساختمان نمایش می داد.

این ساختمون شرکت های مختلفی رو توی خودش جا داده بود، از جمله Fast که همینجا در موردش توضیح می دم، Impact Hub ایروان که بعد از Fast بهش سر زدیم، جایزه صلح جهانی آرورا (یا اهورا) و …

نمایی از حیاط ساختمان و پنل‌هایی خورشیدی متحرک

نمایی از حیاط ساختمان و پنل‌هایی خورشیدی متحرک

اما بریم سراغ Fast؛ توی یک دفتر کاملاً شیشه ای و مدرن، منتظر مدیر مجموعه Fast بودیم تا مثل بازدیدهای قبلی، توضیحاتی در خصوص فعالیتشون به ما ارائه کنه. اما بر خلاف روند بازدیدهای قبلی، وقتی مدیر مجموعه، آرمان عروجیان (فارسی شده اسم Armen Orujyan) وارد اتاق شد، بجای ارائه توضیح در مورد فعالیت خودش، از ما خواست تا داوطلب بشیم و استارتاپمون رو معرفی کنیم.

من بعنوان اولین نفر، دونیت رو معرفی کردم و از مشکلاتی که باهاش روبرو شدیم گفتم. هنوز ۵ دقیقه از شروع توضیحات من نگذشته بود که آرمان شروع کرد به ارائه راهکار برای حل مشکلات! و چیزی که عجیب بود این بود که تونسته بود با همون توضیحات مختصر من، دید فوق العاده کاملی به کسب و کار و مشکلات دونیت پیدا کنه که باعث تعجب همه شد!

همین روند برای چند استارتاپ دیگه هم تکرار شد و هر دفعه، بچه‌های ایرانی و گرجی، از هوش فوق‌العاده این آدم شوکه می‌شدند، راستش به نظر می‌رسید که داره مغز ما رو می خونه؛ آخه چطور یک نفر می تونه روی کسب و کارهای مختلف، چنین دید عمیق و دقیقی داشته باشه!؟

همین موضوع باعث شد که لینکدین آرمان عروجیان رو بررسی کنم؛ دور از انتظار نبود که با اسامی بزرگی مثل سازمان ملل متحد، UCLA، Hyperloop و Facebook مواجه بشم. اون واقعاً آدم فوق العاده ای بود!

Armen Orujyan و من

Armen Orujyan و من

توضیح عکس: من واقعاً علاقه چندانی به سلفی ندارم، خصوصاً در محیط‌های کاری سعی می‌کنم خودداری کنم از درخواست سلفی. اما واقعاً افتخار و خاطره آشنایی با برخی از افراد رو نمی‌شه از دست داد 🙂

اما از مقدمات و تعارفات که بگذریم، اینجا هم چیزهای جذابی وجود داشت:

مجموعه Fast که پایگاه اصلیشون توی لس آنجلس هست، روی پروژه‌های متنوعی در حوزه تکنولوژی در سرتاسر دنیا مشغول به فعالیت هست. اما پروژه ای که آرمان رو مثل مدیران خیلی از برندهای بزرگ ارمنی از آمریکا به ارمنستان کشیده بود، چیزی نبود بجز قطار سریع‌السیری که باعث می‌شد ارتباط زمینی ارمنستان با ایران و گرجستان سریعتر بشه، در واقع خیلی سریعتر.

بذارید بیشتر توضیح بدم:

همونطور که قبلاً هم گفتم، ارمنستان کشوری کوچیک و کم جمعیت هست و یکی از بزرگترین معضلات کشور، کمبود نیروی انسانی متخصص هست. به همین خاطر، مجموعه Fast (با همکاری دولت ارمنستان) در حال راه اندازی پروژه ای هستن که این مشکل رو رفع کنه: یک قطار فوق سریع بین تهران، ایروان و تفلیس (پایتخت گرجستان)!

چشم انداز آرمان این بود که نیروهای متخصص، صبح‌ها توی خونشون در تهران از خواب بیدار بشن، سوار این قطار بشن و ۱ ساعت و نیم بعد، ایروان سرکارشون باشن و عصرها هم برگردن خونه خودشون توی تهران بخوابن. (همین الان خیلی از افراد بیشتر از ۱ ساعت نیم از کرج یا شهرهای اطراف به سمت تهران رانندگی می کنن تا سرکارشون حاضر بشن، بنابرین موضوع خیلی دور از ذهن نیست، از لحاظ فنی هم قطارهای بسیار سریعتری توی دنیا وجود داره، از جمله TGV در اروپا و قطار مغناطیسی و معروف ژاپن)

و این هم از Fast…

بعد از این ملاقات هم، از دفتر خارج شدیم و با آسانسور به یک طبقه بالاتر رفتیم: Impact Hub Yerevan.
در پست بعدی دربارش بخونید 🙂