ارمنستان (۲)، از مرکز خیریه تا دفتر ریاست جمهوری!

توی پست قبل، خوندید که چطور شد که من به ارمنستان رفتم و اولین بازدیدمون از کجا بود و چطور پیش رفت.

توی این پست سایر اتفاقات روز دوم و اکثر رویدادهای روز سوم رو خواهید خوند.

روز دوم: دوشنبه، ۲۹ می (۸ خرداد)

بازدید از Tumo Center، یک خیریه خواستنی!

بعد از TSD سوار مینی‌بوس شدیم تا به سمت محل بازدید بعدی، یعنی Tumo Center بریم.

ساختمان Tumo Center

ساختمان Tumo Center

Tumo Center رو می شه یک مرکز استعدادیابی به حساب آورد. ساختمون بسیار بزرگی که بعد از ورود، اولین چیزی که نظرتون رو جلب می کنه، کابل هایی هستن که از سقف اومدن پایین و به استیشن‌هایی مجهز به کامپیوترهای Apple وصل شدن و پشت هر کدومشون هم چند تا بچه قد و نیم قد هستن که شدیداً توی مانیتور غرق شدن.

Tumo Center جایی هست که همه بچه های ارمنی، فقط و فقط با یک شرط می تونن توش ثبت نام کنن و اون شرط هم اینه که سنشون باید بین ۱۲ تا ۱۸ سال باشه. هیج شرط دیگه ای برای پذیرش بچه‌ها توی این مرکز نیست.

این مرکز توی ۴ حوزه اصلی فعال هست:

  • انیمیشن
  • بازی سازی
  • فیلم سازی
  • طراحی وب

توی این مرکز، هر کدوم از بچه‌ها یکی از شاخه های بالا رو انتخاب می کنن و با جدیدترین متدهای آموزشی (Gamification، Video Learning و …) تحت آموزش قرار میگیرن. دوره های این مرکز ۶ ماهه هست و بچه‌ها بعد از مدرسشون، می تونن بیان توی این مرکز و وقتشون رو بگذرونن.

همه چیز Tumo Center با دقت بسیار زیادی طراحی و اجرا شده. از دوره های آموزشی و امکانات بگیرید تا حتی استیشن‌هایی که بچه‌ها استفاده می کنن.

نمونه ای از استیشن‌ها در Tumo Center

نمونه ای از استیشن‌ها در Tumo Center

این استیشن‌ها که توسط یک طراح لبنانی طراحی و اجرا شدن، علاوه بر راحتی و رعایت اصول ارگونومی، نکات جالب دیگه ای هم دارن و اون هم اینه که بواسطه وجود چرخ و کابل هایی که به سقف وصل هستن، این امکان رو در اختیار بچه‌ها میذاره که توی کل محیط حرکت کنن و اگر دوست داشتن پیش دوستاشون بشینن، یا برعکس، اگر نیاز به تمرکز بیشتری داشتن، برن یه گوشه دنج و بی سر و صدا مشغول به کارشون بشن.

علاوه بر این، ابزارها و امکانات دیگه ای هم در اختیار بچه‌ها هست که می تونن برای کارهاشون استفاده کنن، مثل:

  • یک استدیوی ضبط موزیک بسیار بزرگ با تمام سازهای لازم
  • تجهیزات فیلم برداری و مونتاژ حرفه ای
  • محیط های بزرگ برای جلسه ها، کلاس‌ها و حتی همایش‌ها
  • اتاق بازی مجهز به آخرین کنسول‌های بازی دنیا
  • کارگاه رباتیک (جایی که بچه‌ها با Lego و یا پرینترهای سه بعدی، ربات می سازن)
  • سالن های پذیرایی و بوفه
  • و …

به جرأت می‌شه گفت که تمام امکاناتی که یک نفر برای کشف استعدادش توی زمینه‌های فعالیت Tumo Center نیاز داره، اینجا بطور رایگان وجود داره.

اما جذاب ترین نکته این مرکز اینه که Tumo Center تماماً با هزینه شخصی یک لبنانیِ ارمنی الاصل ایجاد شده و فعالیت می کنه. به زبان ساده تر، این مرکز هیچ مدل درآمدی نداره و کلیه هزینه هاش، از جیب موسس و سرمایه گذار اون، سَم سیمونیان (Sam Simonian) و صرفا با هدف بهبود آینده کشور و مردم ارمنستان انجام میشه، بدون هیچ حمایتی از دولت و بدون هیچ چشم داشت مالی.

عکس یادگاری ما با سَم سیمونیان، مدیر و بنیانگذار Tumo Center

عکس یادگاری ما با سَم سیمونیان، مدیر و بنیانگذار Tumo Center

 

بازدید از PicsArt، شرکتی که عاشق محیط کاریش میشید.

بعد از بازدید Tumo Center، دوباره سوار مینی‌بوس شدیم تا به محل بازدید بعدی بریم: شرکت (یا بهتر بگم، هنرکنده) PicsArt.

پیکس آرت یکی از محبوب ترین اپلیکیشن‌های مونتاژ و ویرایش عکس دنیا رو تولید کرده که توی ۵ سال فعالیتش، ۴۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ (چهارصد میلیون) نفر اون رو دانلود کردن. (چک کنید: شاید شما هم بدون اینکه دقت کرده باشید، PicsArt رو روی گوشیتون نصب داشته باشید)

تصاویری از دفتر PicsArt

تصاویری از دفتر PicsArt

دفتر PicsArt، در واقع طبقه بالای همون ساختمونی هست که Tumo Center توش قرار داره. اولین چیزی که به چشمتون میاد توی دفتر PicsArt، دکوراسیون جذاب و رنگ رنگی اون هست.

PicsArt در حال حاضر حدود ۳۳۰ کارمند داره که ۳۰۰ تا از اونها توی همین دفتر در ایروان مشغول به کار هستن و یک تیم ۳۰ نفره هم توی دفتر PicsArt توی سن فرنسیسکو مستقر هستن که بیشتر کارهای مارکتینگ و فروش رو بر عهده دارن.

اما حقایق جالب در مورد PicsArt:

  • عمر PicsArt فقط ۵ سال هست و اولین سرمایشون رو بعد از ۳ سال جذب کردن، وقتی که عملاً به رشد کافی و سوددهی رسیده بودن. به بیان دیگه، پیکس آرت Bootstrap رشد کرده.
  • PicsArt ارزشمندترین استارتاپ در سطح منطقه هست (کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق)
  • خرید استیکر و افکت (In-App Purchase) و تبلیغات، روش های درآمدی PicsArt هستند.
  • برای ارتباطات درون تیمیشون از Slack استفاده می کنن.
  • توی شبکه یک ایران هم معرفی شدن!

توی این بازدید، بعد از گشت و گذار توی محیط کار جذابشون، با یکی از Co-founder ها همراه شدیم تا پیکس آرت رو بیشتر به ما معرفی کنه و نهایتاً هم توی اتاق جلساتشون دور هم جمع شدیم تا یکی از کارمندها، اپلیکیشن و امکاناتش رو بهمون معرفی کنه.

Artavazd Mehrabyan (هم‌بنیانگذار PicsArt) در حال پاسخ دادن به سوالات ما

Artavazd Mehrabyan (هم‌بنیانگذار PicsArt) در حال پاسخ دادن به سوالات ما

 

بازدید از Zangi، اپلیکیشن پیام رسان

بعد از بازدید از شرکت دوست داشتنی PicsArt برای رفتن به دفتر Zangi سوار مینی‌بوس شدیم.

Zangi به زبان ارمنی یعنی «زنگ بزن» یا «بزنگ». بر خلاف شرکت‌های قبلی که امروز بازدید کردیم، Zangi یک استارتاپ قدیمی اما کوچک بود که نزدیکی بیشتری با چیزی که ما از استارتاپ ها توی ذهنمون داریم، داشت.

محیط کار اپلیکیشن Zangi

محیط کار اپلیکیشن Zangi

زنگی سال ۲۰۰۹ فعالیتش رو شروع کرد، اما چند سال بعد فهمیدن که دارن راه رو اشتباه می رن و مجبور شدن Pivot کنن (سال ۲۰۱۵)، چرا که نتونستن کنار اپلیکیشن‌های پیام رسان معروف و بزرگی مثل Viber، WhatsApp، Facebook Messenger و تلگرام حرفی برای گفتن داشته باشن.

مسئول روابط عمومی زنگی، بعد از خوش آمد گویی به ما، داستان شکست‌های قبلی زنگی رو برامون تعریف کرد، طوری که به نظر میومد داره از افتخاراتش می‌گه و خب خود این موضوع جذاب بود.

بعد از اون کل بازدیدکننده‌ها (که علاوه بر ما ایرانی‌ها، کارآفرین های گرجی و بعضی از محصل‌های Armenia Leadership School بودن) رو به ۴ گروه تقسیم شدن و هر کدوم سه مزیت کلیدی برای یک اپلیکیشن پیام رسان رو با همفکری هم نوشتن و نهایتاً در خصوص اون مزیت‌ها با هم بحث کردن.

تیم زنگی سعی می‌کرد به ما اثبات کنه که Zangi از همه اون‌ها بهتره، هرچند موفق نشد؛ چرا که مهمترین مزیت پیام‌رسان های دیگه رو در نظر نگرفته بود و اونم چیزی نبود جز User base قوی و کاربران زیاد. احتمالاً شما هم با من موافقید که تنها دلیل استفاده ما از تلگرام اینه که همه دوستامون روی تلگرام هستن وگرنه بخاطر خود تلگرام نیست (کوچ ایرانی ها از وایبر به تلگرام تایید این حرف هست)

با اینکه نتونستن ما رو متقاعد کنن که Zangi از تلگرام بهتره اما فعالیتشون نکات جالب توجهی هم داشت:

  • زنگی حدود ۳۰ تا کارمند داره.
  • زنگی تنها (تا جایی که من اطلاع دارم) اپلیکیشن پیام رسانی هست که پیغام های مخاطبین رو جایی ذخیره نمی کنه، بلکه بعد از رسوندن پیغام به مخاطب، هیچ رد و اثری از پیغام روی سرورهای زنگی باقی نمیمونه. این باعث بالاتر رفتن امنیت سیستم زنگی می شه. خصوصاً در مواردی که دولت‌ها می خوان به محتوای پیغام‌های کاربران دسترسی پیدا کنن. به زبان ساده تر، زنگی اصلاً پیغامی رو ذخیره نمی کنه که بخواد اون رو در اختیار نهادهای دولتی و امنیتی بذاره!
  • مدل کسب و کار اونها بر اساس White Label کردن هست (B2B)؛ فرض کنید که یک دولت، شرکت یا حتی باشگاه، دوست داره اپلیکیشن پیام رسان اختصاصی خودش رو داشته باشه، اما به هر دلیل امکان ساخت اون رو نداره (مثلاً هزینه بالا یا عدم وجود تخصص) بنابرین میاد از شرکت زنگی درخواست می کنه تا یک اپلیکیشن پیام رسان بر پایه Zangi براشون تولید کنه، زنگی هم این کار رو می کنه.
  • هزینه داشتن اپلیکیشن پیام رسان بر پایه زنگی، از ۱۵ هزار دلار شروع می شه و بسته به درخواست ها می تونه تا چندصدهزار دلار بالا بره.
  • یکی از داستان‌های موفقیت اونا، یک شرکت/شخص بحرینی بوده که بعد از سفارش پیام رسان شخصیش به زنگی، تونسته در عرض ۵ ماه، یک میلیون مخاطب و کاربر بدست بیاره.

و نهایتاً یکی از جذابیت‌های دیگه بازدید از زنگی، بالکن دفترشون بود که دید خیلی خوبی به شهر داشت:

دید خوب از بالکن دفتر Zangi

دید خوب از بالکن دفتر Zangi

روز سوم: سه شنبه، ۳۰ می (۹ خرداد)

بازدید از وزارت امور خارجه ارمنستان

روز سوم با بازدید از وزارت امور خارجه ارمنستان شروع شد.

تقریباً اکثر وزارتخانه های ارمنستان در منطقه کوچیکی در دل شهر ایروان و در کنار هم قرار گرفتند. البته این همنشینی به تازگی و بعد از ساختن ساختمان های جدید برای وزارتخانه ها انجام شده و دلیل اون هم اینه که ارباب رجوع های این وزارتخانه ها، برای انجام کارهای اداریشون مجبور به سفرهای درون شهری نباشن. در واقع فاصله بین وزارتخانه ها، در حد ۵۰ قدم هست.

سالن مهمان‌های وزارت امور خارجه ارمنستان

سالن مهمان‌های وزارت امور خارجه ارمنستان

بازدید از وزارت امور خارجه، به یک ارائه در مورد ارمنستان، تاریخچه اون و روابطش با کشورهای دیگه و نهایتاً چند عکس یادگاری ختم شد.

کشور ارمنستان، با بیش از ۱۲۰ کشور دنیا، روابط دیپلماتیک دوستانه‌ای داره و پرچم این کشورها رو در ورودی وزارتخانه قرارداده بودن.

گروه ایرانی و گرجی در مقابل پرچم کشورهایی که با ارمنستان رابطه دیپلماتیک دارند - وزارت امور خارجه ارمنستان

گروه ایرانی و گرجی در مقابل پرچم کشورهایی که با ارمنستان رابطه دیپلماتیک دارند – وزارت امور خارجه ارمنستان

 

لوگوی شرکت نرم افزاری Volo

لوگوی شرکت نرم افزاری Volo

بازدید از شرکت Volo

بعد از بازدید از وزارت امور خارجه ارمنستان، برای بازدید از شرکت Volo سوار مینی‌بوس شدیم.

Volo یک شرکت نرم افزاری هست که در سال ۲۰۰۶ ایجاد شده و تمرکزش روی پروژه های بزرگ و بسیار پیچیده نرم افزاری هست و مشتریان بزرگی از جمله “دولت آمریکا” و BMW داره.

Volo فرهنگ سازمانی بسیار جذابی داره و باعث شده که پرسنل Volo مثل یک خانواده باشن. اولین چیزی که بعد از ورود به محیط کار باهاش مواجه می‌شید، تابلوی عکس‌های یادگاری پرسنل هست که بیشتر شبیه عکس‌های دسته جمعی خانوادگی یا دوستانه می‌مونه:

عکس دسته جمعی پرسنل Volo، نصب شده در ورودی محل کار

عکس دسته جمعی پرسنل Volo، نصب شده در ورودی محل کار

Volo چندین دفتر در نقاط مختلف دنیا (ویتنام، کارائیب و …) داره که بین پرسنل خودشون، به Kitchen (آشپزخانه) معروف هستن. وقتی دلیل این نامگذاری رو پرسیدم، پاسخی که دریافت کردم این بود: “به دلیل اهمیت زیاد آشپزخانه در زندگی هر روز ما آدم‌ها”!

اما چه چیزی باعث شده که Volo بتونه اینقدر پیشرفت کنه و مشتری‌های بزرگی برای خودش پیدا کنه؟ خودشون راز موفقیتشون رو توی نیروی انسانی و نحوه جذب اون‌ها می دونن.

به گفته خودشون، پرسنل Volo همگی جزو ۱۰% بهترین نیروهای انسانی هستن. در واقع، روند استخدام و جذب نیروی Volo بسیار پیچیده و در عین حال دشوار هست و واقعاً باید آدم خاصی باشید که بتونید توی Volo برای خودتون جایی پیدا کنید.

نیروی انسانی شرکت Volo

در حال حاضر، مجموعه دفاتر شرکت Volo، بیش از ۱۵۰ نفر از این افراد “خاص” رو استخدام کردن.

 

دفتر ریاست جمهوری ارمنستان

بازدید بعدی ما دفتر ریاست جمهوری ارمنستان بود!

راستش برای خود ما هم تعجب بر انگیز بود که چرا ما به عنوان بازدیدکننده‌های خارجی، باید به دفتر ریاست جمهوری اون کشور بریم، در حالی که من بعد از ۲۷ سال زندگی توی ایران، نمی‌دونم دفتر ریاست جمهوریمون کجاست! (البته الآن دیگه می دونم) اما به هر حال وقتی برنامه این بازدید هم تموم شد، جواب این سوالم رو گرفتم.

ساختمان دفتر ریاست جمهوری ارمنستان

ساختمان دفتر ریاست جمهوری ارمنستان

دور از انتظار نبود که برنامه بازدید، با بررسی امنیتی تک‌تک ما شروع شد. البته این بررسی امنیتی صرفاً شامل چک کردن پاسپورت‌ها و مقایسه اون با لیست مهمان‌ها و تحویل تلفن‌های همراه و … بود. بعد از اینکه کنترل پاسپورت ها انجام شد. وارد محیط ساختمان ریاست جمهوری و یک سالن جلسه بزرگ شدیم.

سالن مجللی بود، اما انتظار شخص من از دفتر ریاست جمهوری یک کشور، به مراتب بالاتر بود. در واقع اگر این کاخ رو با کاخ‌ گلستان تهران مقایسه می کردم، نهایتاً می تونست اتاق سرایدار کاخ گلستان باشه!

بعد از چند دقیقه انتظار Head of Staff  دفتر ریاست جمهوری ارمنستان (نمی‌دونم معادلش توی دولت ایران چی می‌شه، اما مطمئنم ترجمه کلمه به کلمه -سرپرست پرسنل- نمی‌شه) به همراه مشاورش وارد سالن جلسه و درست روبروی من نشست.

با اینکه به نظر میومد این دولتمرد ارمنی، انگلیسی رو تسلط داشت، اما به زبان ارمنی صحبت می کرد و شخصی گفته‌های اون رو برای ما ترجمه می کرد؛ شاید یه استاندارد دیپلماتیک باشه! اما به هر دلیل بود، باعث شد که همه ما احساس خواب آلودگی کنیم، هرچند سکوت محیط و هوای خنک کولرها هم مزید علت شده بودن اما من تمام تلاشم رو کردم که آثار خواب توی صورتم پیدا نباشه. البته بعضی از افراد گروه که توی نقطه کور این شخص مهم بودن همونجا چرت زدن!

خواب آلودگی و همراه نداشتن تبلت یا حتی یک کاغذ و قلم، باعث شد که من نتونم نکات مهم اون ملاقات رو بخاطر بیارم، اما بطور کلی صحبت آقای مهم یک مضمون داشت:

ما خیلی دوست داریم با ایرانی‌ها مراوده اقتصادی داشته باشیم، اما بروکراسی شما ایرانی‌ها پوست ما رو کنده!!!

در واقع دور از ذهن هم نبود، چرا که ارمنستان کشور بسیار کوچکی هست و از طرف دیگه، دو همسایه شرقی (آذربایجان) و غربی (ترکیه) عملاً دشمن دولت ارمنستان هستن، پس فقط همسایه های شمالی (گرجستان) و جنوبی (ایران) می مونن. گرجستان هم که در مقایسه با ایران کشور بسیار کوچک و فقیری هست. بنابرین همه چشم ارمنی‌ها به ایران دوخته شده. از اونجایی که نتونستن از سد بروکراسی و قوانین خاص ایران بگذرند، تصمیم گرفتن که بجای دولت ایران، با کسب و کارهای ایرانی و خصوصاً استارتاپ‌ها همکاری کنن. (احتمالاً این دلیل دعوت ما به ارمنستان و البته دفتر ریاست جمهوری بوده)

در حال حاضر هم ۳۷% از کل واردات کشور ارمنستان، از ایران هست.

نهایتاً بعد از یک جلسه ۲ ساعته، با بدرقه مشاور آقای مهم و البته انداختن چندعکس یادگاری روی پله‌های دفتر ریاست جمهوری از اونجا خارج شدیم.