علیرغم اینکه اولین کسب‌و‌کارم در فضای اینترنت، بیش از ۱۲ سال پیش راه اندازی شد، اما آشنایی من با عبارت “استارتاپ” و فضایی که امروزه بعنوان “کامیونیتی کارآفرینی” می‌شناسیم، به سه و نیم سال پیش برمیگردد؛ زمانی که تنها چند ماه از راه اندازی پلتفرم دونِیت می‌گذشت و بعنوان یکی از استارتاپ‌های چرخه اول آواتک انتخاب شد(یـ)م.

به وضوح، شور اشتیاقم برای ترک سمت مدیرفنی یکی از بزرگترین شرکت‌های هاستینگ ایران، ترک خانواده و سفر به تهران و شروع یک جریان جدید را به خاطر دارم. جریانی که بعدها فهمیدم با ارزش‌های ذاتی و حتی خواسته‌های مادی من نیز تطابق دارد؛ خلق یک جریان (ارزش) جدید.

این تطابق دلیلی شد تا علاوه بر فعالیتم به عنوان بنیانگذار و مدیر دونِیت، فعالیت زیاد و نقش‌های مختلفی در اکوسیستم کارآفرینی داشته باشم؛ منتور، کوچ، داور، مجری، برگزارکننده رویداد و … و به همین دلیل با افراد زیادی، خصوصاً مدیران استارتاپ‌های کوچک و بزرگ ارتباط نزدیک و دوستانه‌ای داشتم و دارم.

مقدمه را با این تذکر طولانی‌تر می‌کنم که قصدم بیان و تکرار مباحثی است که در جمع‌های دوستانه کارآفرینان مطرح می‌شود، اما چون گفتنش هزینه دارد، بجز توییت سهیل و نطق شایان، کمتر نشانه‌ای بطور عمومی از آن پیدا می‌شود. حقایقی که یکی از هزاران دلیل “سونامی مهاجرت” هستند.

قصدم “سیاه نمایی” نیست، قصدم طرح این سوال است که چرا بازگویی حقیقت برابر سیاه نمایی است؟ چرا گفتن حقیقت هزینه دارد؟ آن هم هزینه‌ای که در کمترین حالت طرد شدن است؟

از مشکلات نمی‌گویم چرا که دغدغه این نیست. مشکل، خوراک کارآفرین است. تا مشکل و نیاز به بهبود نباشد کارآفرینی هم نیست.

از عدم ثبات می‌گویم؛ از اینکه یک شبه حلال، حرام و حرام، حلال می‌شود. از اینکه فیلترینگ به واقع، در بند فورس‌ماژور قراردادها جای گرفته است. از اینکه فیلتر شدن پی‌پینگ به یک موضوع معمول تبدیل شد.

از اینکه نتیجه چند سال فعالیتت می‌تواند بواسطه اعمال نظر شخصی مدیر فلان نهاد در یک مجوز، یک شبه به باد فنا رود.

از اینکه دانش‌بنیانت می‌کنند تا مالیات ندهی، اما کف‌گیر که به دیگ خورد، عبارت صنعتی را به دانش‌بنیانت می‌چسبانند تا مالیات بدهی که راضی باشند، و هم‌تراز بزرگترین صنایع کشور باشی که راضی باشی!

از تضاد در گفتار و کردار می‌گویم؛ از اینکه در هر نطقی عبارت “بدون چشم‌داشت” را چندبار می‌شنویم و به خودمان می‌قبولانیم که حتماً همینطور است. چشممان را روی رانت‌هایی که به نام کارآفرینی خوردند و بردند می‌بندیم.

از اینکه کباده حمایت از کارآفرینی و جوانان می‌کشیم اما سرمایه‌هایشان را در حساب بانکی حبس می‌کنیم تا سود ۱۵% و بلکه بیشتر بگیریم.

از اینکه سرمایه‌گذار خطرپذیر باشیم و خطرات را صرفاً برای کارآفرین بپذیریم.

از بی‌عدالتی می‌گویم؛ از اینکه برای دریافت مالیات بیست میلیونی کارآفرین را ممنوع الخروج می‌کنند، اما بزرگترین نهادهای اقتصادی، فرارهای مالیاتی به روشنی روز دارند.

از اینکه استارتاپ نباید دو دفتره باشد و صدها غول مالی، حقوق اعلام شده کارمندانشان هر سال با کف حقوق وزارت کار رشد می‌کند.

از زیاده‌خواهی می‌گویم؛ که برق روشنی آینده هر صنعتی به چشمشان خورد، آستین بالا زدند، مجوز گذاشتند، حیاط خلوت ساختند و وارد شدند. هر جا هم نتوانستند وارد شوند تقبیح و تحدید کردند.

از اینکه باهوش‌ترین افراد را انتخاب می‌کنیم و بعد تلاش می‌کنیم همان‌ها را فریب دهیم. از این می‌گویم که چنان ترکمانچایی با کارآفرین امضا می‌کنیم که جرأت حرف زدن هم نداشته باشد.

از برچسب‌زدن می‌گویم؛ از از اینکه میلیاردها تومان خرج ساخت کارآفرین تک‌شاخ می‌کنیم در صورتی که تک‌شاخ‌هایمان تبدیل به دشمن فرضی شده و بردن نامشان هم هزینه دارد. می‌گوییم در اسراییل سرمایه‌گذاری کرده است، اما نمی‌پرسیم مگر راهی به ایران برایش گذاشتیم؟

از این می‌گویم که اکوسیستمی که از وزیر تا کارآفرین آن از هزار نفر تجاوز نمی‌کنند، شب‌نامه‌ها راحت‌تر استارتاپ‌ها سرمایه جذب می‌کنند.

عدم ثبات، تضاد در گفتار و کردار، بی‌عدالتی اقتصادی و اجتماعی، زیاده‌خواهی و برچسب‌زدن و …، کارآفرینان را «نـاامـیـــــد» کرده. نمی‌گویند چون کارآفرینند، ناامیدی برایشان قبح دارد. اما این موضوع مثل زنده نگهداشتن بیمار مرگ مغزی با دستگاه است. باور کردنش سخت است اما باید باور کنیم. باید قبل از اینکه توییت‌ها و بلاگ پست‌های بیشتری بخوانیم و نطق‌های بیشتری بشنویم، فکری بکنیم.

من این قبح را می‌شکنم؛ من ناامید شدم، نه از خودم، که اگر اینطور بود حتماً خودکشی می‌کردم، از شرایطی که حتی وزیر جوان هم نتوانست بهترش کند.

اما به همه آنهایی که دعوتشان کردم به کارآفرینی باید بگویم، من دروغ گفتم. ناخواسته دروغ گفتم، ببخشید. اینجا جای خلق ارزش نیست، اینجا آب گل آلودی است که عده‌ای ازش ماهی می‌گیرند.


این مطلب رو در ویرگول بخوانید.

ممکنه شما هم ایمیل‌ (اسپم) های اعصاب خورد کن بزرگترین اسپمر ایران رو دریافت کرده باشید. اگر اینطوره این پست رو بخونید، در غیر این صورت احتمالاً مخاطب این پست نیستید.

بعیده، اما اگر نمی‌دونید اسپم چی هست، به این سایت سر بزنید: اینترنت پاک، بدون اسپم و پاپ‌آپ

درباره این ایمیل (اسپم) ها

این اسپمر که تقریباً هرکسی رو مورد عنایت قرارداده، بعضاً سرویس ارسال اسپم خودش رو تبلیغ می کنه (با ادعای ارسال ایمیل به کل کاربران اینترنت ایران!) و بعضاً با اسامی جعلی (مانند المیرا جمالیان، افشین بیداری، مهران احمدی، ندا و …) و تحت دامنه های جعلی اقدام به ارسال ایمیل هایی با محتوایی شبیه به محتوای زیر می کند (با هدف تشخیص ایمیل‌های فعال و همچنین دریافت شماره همراه برای تکمیل بانک اطلاعاتی و احتمالاً شروع یا گسترش اسپم از طریق SMS، فروش بانک اطلاعاتی و …):

نمونه ای از اسپم‌ها

نمونه ای از اسپم‌ها

نمونه ای از اسپم‌ها

نمونه ای از اسپم‌ها

 

همچنین یکی دیگر از ترفندهای این اسپمر خبره، استفاده از عبارت Sent from my iPhone در ابتدای ایمیل با هدف کاهش احتمال اسپم شدن ایمیل هاست.

وب سایت imail.technology دسترسی Whois را با استفاده از سرویس مخفی کردن مشخصات مالک دامنه (whoisproxy.com) بسته است که باعث می شود نتوان ثبت کننده آنرا تشخیص داد.

اما از DNS ها و نهایتاً IP این وب سایت (۱۸۵٫۸۶٫۱۸۰٫۲۰۱) میتوان تشخیص داد که سرور وب سایت اصلی این اسپمر (iMail.Technology) ایران است و بر روی شبکه شرکت “فناوران شبکه سینداد” میزبانی می شود.

همچنین همانطور که گفتم، ایمیل ها از دامنه های جعلی متعددی که معمولاً حاوی عبارات مرتبط با دانشگاه و … هست (برای کاهش ریسک اسپم شدن) ارسال می شود، برخی از این دامنه ها:

  • scientific-reference.com (میزبانی شده در دیتاسنتر هتزنر آلمان)
  • university-reference.com (میزبانی شده در اوکراین)
قسمت کوچکی از اسپم‌ها

قسمت کوچکی از اسپم‌ها

بدیهی است که whois دامنه های فوق هم مخفی شده است.

اما از اطلاعات فوق و موضوعاتی مانند حساسیت بسیار زیاد دیتاسنتر هتزنر آلمان بر روی بحث ارسال اسپم، می توان نتیجه گرفت که این اسپمر از یک سری سرورهای مجازی در نقاط مختلف دنیا برای ارسال اسپم استفاده می کند.

در واقع با شناختی که بواسطه فعالیتم در شرکت irPowerWeb (از هاستینگ‌های قوی ایران) از دیتاسنتر هتزنر دارم، می دانم که روی بحث انواع تخلفات (عدم رعایت کپی رایت، میزبانی فایل آلوده و خصوصاً ارسال اسپم) بسیار حساس هستند و به سرعت IP متخلف را از دسترس خارج (اصطلاحاً Null route) می کنند، بنابرین این اسپمر امکان ارسال این حجم از ایمیل تنها از طریق یک سرور را ندارد.

نکته جالب این ایمیل‌ها قدرت خارج العاده آنها برای گذشتن از فیلترهای اسپم گوگل و سایر میل‌سرورهاست. اسپمر، حتماً تخصص زیادی در تنظیم میل‌سرورها، محتوای ایمیل‌ها و … دارد، حیف که به بدترین روش از آن استفاده می کند.

راه حل

طبق تجربه من، این ایمیل‌ها با دکمه Spam از رو نمی روند و حتماً باید برای آنها فیلتر تعریف کرد و با استفاده از آدرس ایمیل ارسال کننده (و نه نام آن) آنها را یکجا و مستقیم به سطل آشغال فرستاد.

توجه کنید که این اسپمر، هر از گاهی آدرس دامنه و سرور ارسال ایمیل‌ها رو تغییر میده، بنابرین شما هم باید خودتون رو بروز نگه دارید 🙂

نحوه تنظیم فیلتر در Gmail

 

اصل مطلب

اما اصل مطلب و آن هم خود شخص ارسال کننده اسپم‌ها:

آقای کامران گروسی (با یقین)، متولد ۲۲ فروردین‌ماه ۶۴ در کرمان (با کمی شک) دارای شماره کارت ۶۰۳۷۷۰۱۶۶۱۹۷۱۴۰۵  بانک کشاورزی (با یقین). شماره همراهی هم که خود ایشون اعلام کردن: ۰۹۳۷۰۰۷۱۱۷۵

یه بنده خدا که دستش میرسه بره اینو از برق بکشه لطفاً.

 

پ.ن.: به این فکر کردم که آیا افشای نام و مشخصات ایشون، از لحاظ اخلاقی درست هست؟ و این توجیه رو آوردم که کار ایشون هر کجای دنیا، از جمله ایران، خلاف قانون هست و حتی اگر این توجیح کافی نباشه، من اینکارو کردم، چون اعصاب نذاشته واسم 😐
البته لازم به ذکره که طی ماه‌های گذشته بیشتر از ۵ ایمیل ارسال کردم و خواهش کردم منو از لیست حذف کنن، حتی تماس تلفنی هم گرفتم اما هیچ که هیچ.
از طرفی خانم المیرا جمالیان یکی از دوستان من هست و بخاطر این ایمیل‌ها، نگرانی‌هایی برای خودش و افرادی که می شناسنش ایجاد شده، حتی یک نفر به دونیت ایمیل زده بود که خانم جمالیان عضو سایت شماست (۲nate.com) ایشون کی هستن که این ایمیل‌ها رو برای من ارسال می کنن؟!؟!

___________________________________

ویرایش:

این لینک هم حاوی اطلاعات جالبی در خصوص ایشان هست.